تبليغاتX
دکمه های قفس را باز می کنم
ارسطو در نیاوران
از قفس سوم - صدای تازه
 

 

 

 

 

مجموعه شعر ارسطو در نیاوران منتشر شد

 

مراکز فروش کتاب:

 

۱-   خیابان  کریم خان زند - نبش میرزای شیرازی - نشر چشمه   تلفن : ۸۸۹۰۷۷۶۶

۲-    خیابان انقلاب - روبروی دانشگاه تهران پاساژ  فروزنده -  فروشگاه خانه شاعران

۳-  خیابان انقلاب - خیابان قدس - نبش بزرگمهر - کافه پیاده رو

۴-    میدان هفت تیر - خیابان خردمند جنوبی - کافه هفت

5-    خیابان ولی عصر - نرسیده به زرتشت غربی - کوچه روشن -  پلاک۱۲ -  کافه کوچ

             6  قلهک جنب سینما فرهنگ نشر دارینوش




از قفس دوم

 

تو را دیدم...

 

وقتی هوای حوصله تبخیر می‌شود

دارد برای دیدن ِ تو دیر می‌شود

مردی که ابتدای رهایی غزل سرود

این‌جا به حکم ِ قافیه زنجیر می‌شود

می‌خندی و تمام ِ خیابان ... تصادفاً

مردی برای رد شدنت زیر می‌شود

«بعد از تو باز عاشقی و باز ، آه ، نه»

این داستان به نام ِ تو تغییر می کند

 

 

چاپ شده در اتفاق نو شماره ۱۳۷ نیمه اول دی ماه ۸۹




از قفس اول

 

 

۱/ بی‌باغ و بی‌بهار با زمستان‌های رو به رو

 

-     دست‌ها بالا!

این را شاخه‌های نرسیده به بهار گفتند

پرنده‌های این حوالی هم خوب می‌دانند

که روی چمن‌های تازه سبز شده

نمی‌شود نشست و بهار را انکار کرد

این حوالی

 یعنی همه‌ی خیابان‌های آفتاب ندیده

یعنی مرگ

تگرگ

روز را به بعد می‌رسانیم

بی‌آن که بدانیم

شاخه‌های عریان

زخمی ِ کدام تبر ِ سبز ندیده‌اند

هی

نجابت ِ تهران‌های پیش از این!

در کدام بی‌برگی سکوت کرده‌اید؟

هر درخت ِ بد بخت

انسانی بوده

که روزی

 دست به آسمان ِ شاید رنگ پریده

انتظار ِ ایستاده مردن ِ خود می‌کشیده

شاخه‌هامان بی باغ

چوب‌ها تنه‌ی تمام ِ میدان‌های روزی زیبا را

خم کرده‌اند

و این همه  بی‌حاصلی یعنی

بعد از تمام ِ زمستان‌های خیابان

هنوز بهار نشده‌ای

o o

بیش از این بهار را معطل نکن

فال گرفته ام که هیچ درختی با تو نمی افتد

 

***

 

۲/ دست بردار ننه سرما

 

زیر ِ آلاچیق ، گم...

           خیابان‌های تکراری

که صدایم را

         زیر...

دختری که هنوز منتظر ،

                         بوق

شهری که چراغ‌هایش

             دروغ

موتورسواری که بی‌کلاه ،

                 آمبولانس

پرندگان هم

             هنوز تا شب ِ عید خیلی مانده

پدر

کوچه‌های ندیده را می‌خرد

تا شرمنده زن...

بچه ، زیرِ آلاچیق ...، پیدا

 

این شعرها را در اینجا هم ببینید

 


 




من ِ من
از 79 مرتکب شدم بیرون پریدن از خط و شعر گفتن را...
در فیلم سینمایی "ستاره است" به کارگردانی فریدون جیرانی و چند کار کوتاه ، تجربه بازیگری داشته ام...
خبرنگار و مطبوعاتی بودم چند سالی و نقد می نویسم هنوز هم... و شعرهایم در جام جم و این طرف و آن طرف چاپ شده گه گاه
و این روزها...در آراد جوان و اتفاق نو...
و "ارسطو در نیاوران"...که اولین کتاب شعرم است و همین روزها به بازار می آید


...پیش و پس از رفتنم دست نزنید...فقط سکوت کنید...

منوی اصلی

از ماه های گذشته
بهمن 1389
دی 1389

پیوند‌ها
خیال های شهری - سید ضیاءالدین شفیعی
شمس لنگرودی
غزل پست مدرن - سید مهدی موسوی
گندم و بلدرچین - سید اکبر میر جعفری
هواخوری مهرداد فلاح
اردیبهشت - داریوش معمار
آرش شفاعی
مجید سعدآبادی
رقص روی سیم های خاردار - فاطمه اختصاری
آفاق شوهانی
یزدان سلحشور
پاره خط - سینا علیمحمدی
طهران خیابان جمهوری - سید احمد حسینی
مجله شعر
اطلسی ها - حامد محقق
شهاب مقربین
چسبی به نام زخم - سید احمد حسینی
رادیو مانیا - احمد نادمی
علی باباچاهی
بمب های زیر زبانی - علی آبان
احمد پوری
شمال از شمال غربی - محسن آزرم
از در مخفی - بهزاد خواجات
روزنامه ی دل من - محمد حسن مرتجا
آیدین آغداشلو
ابر جارو - محمدرضاحاج رستم بگلو
هر روز اگر از من - ابوالفضل پاشا
شعر می کشد مرا به پیش - شیما شاهسواران احمدی
علی کریمی کلایه